تبليغاتX
عشق یعنی این---بیجارشیعه

عشق یعنی این---بیجارشیعه

مطالب جالب

يکي بود و يکي بود و خدا بود
خدا بود و خدا بي انتها بود
نه آدم بود در عالم ، نه حوا
علي بود و محمد بود و زهرا
خدا مي خواست دين تنها نباشد
محمد در زمين تنها نباشد
علي را از بهشت آورد بر خاک
به خاک ِ تشنه ، او چون چشمه ي پاک
چو آمد، کعبه شد گهواره ي او
روان شد آيه ها در باره ي او
زمين و آسمان شد دست بوسش
علي داماد شد ، زهرا عروسش
علي با غصه و غم آشنا بود
علي با درد ِ آدم آشنا بود
براي بي پناهان آشيان ساخت
براي بينوايان سفره انداخت
علي خوابيد ، اما سير هرگز
نمک مي خورد ، اما شير هرگز
علي سر در درون چاه مي کرد
جهان را شرمگين از آه مي کرد
بدي ها ديد در اين زندگاني
نمي گنجيد در دنياي فاني
جدا از او مکن ما را ، خدا يا !
در اين دنيا و آن دنيا خدا يا !
در اين جا از بدي ها دورمان کن
در آن جا با علي محشورمان کن

                               (افشين علا)

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم دی 1384ساعت 2:11  توسط محمدرسول ملکی  | 

سلام
عیدت مبارک
یاعلی
اهل تسنن هیچ وقت گرامی نیستند

اين نظريكي ازدوستان است كه براي من

فرستاده والبته اين نظرايشان است

ولي اقاي...خواهش مي كنم به عنوان يك شيعه

چنانچه مطيع رهبرهستيداتحاد

ودوستي باهمه رافراموش ننماييد!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم دی 1384ساعت 1:30  توسط محمدرسول ملکی  | 

سلام برشماشيعه هاي عزيز

واهل تسنن گرامي

عيدغديررابه تمامي شماعزيزان

تبريك عرض مي نمايم واميدوارم

مااهل كوفه نباشيم كه علي زمان خويش

راتنهابگذاريم!

عید غدیر مبارک

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم دی 1384ساعت 1:10  توسط محمدرسول ملکی  | 

شهادت امام محمدباقر(ع)

شکافنده علوم بر

تمام شیعیان تسلیت باد!

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم دی 1384ساعت 15:2  توسط محمدرسول ملکی  | 

بنام حضرت دوست

دوست و برادر گرامی از اینکه مبادرت به پاسخ گویی نمودید بسیار متشکرم. آنچه بنده در مبحث قبلی ذکر کردم تنها مثلی بود. البته بنده هم بسیار شنیده ام که وضیت زندگی آقای خامنهای بسیار ساده هست (قضیه فرش خانه ایشان را کمتر کسیست که نشنیده باشد) هیچ هم قصد ندارم که بگویم ایشان منافقند و ظاهر سازی میکنند به طور کلی عرض می کنم که الله و اعلم فی سماوات و الارض ... اما آیا مشکل تورم، بیکاری ، رکود اقتصادی، بی ارزش شدن پول رایج مملکت ، نزول و بهره ای که به اسم سود در بانکها و مراکز اعتباری گرفته می شود ، بیت المالی که به تاراج میرود، اختلاصهایی که توسط حضرات! انجام میپذیرد و هزاران مورد اقتصادی دیگر از دیدگان ایشان پنهان است؟؟؟ اگر بفرمائید که آری پنهان است که باید عرض کنم آن چه رهبریست که از اوضاع حکومت غافل است و اگر بگوئید میداند باید بگویم پس چه انجام داده اند در جهت رفعشان؟؟؟ فقط چنتا تذکر خالی؟ از روزی که ایشان به رهبری رسیده اند تا اکنون وضعیت تورم و بی بها شدن پول کشور نه تنها کمتر نشده که روز به روز بدتر هم شده. اگر هم میخواهید بگویید که نمی گذارند آقا کار کنند باید بگویم که پس چرا ایشان این را بیان نمیکنند؟ از از دست دادن جانشان که بیم ندارند؟ این فقط در باب مسئله اقتصادیست . اگر من عرض میکنم ایشان مرغ بدندان کشیدند منظورم یک تکه ران مرغ نیست یک کنایه ایست به اوضاع اقتصادی . ای برادر بزرگوار من که از شیعه میفرمائید کدام امام شیعیان در آستین خود شخصی مانند آقای رفسنجانی را حمایت میکردند؟ آیا مال اندوزی ایشان بر همگان فاش نشده است؟ اگر مولایمان حضرت مهدی (عج) هم می خواستند که از تائیداتشان عوام هم مطلع شوند هیچ وقت اینطور در وقت خصوصی مطلبی به این مهمی را نمی فرمودند ادعای حاضر شدن در محضر ایشان را هزاران نفر کرده اند که خود شما هم می دانید که بسیارشان حقیقت نداشته... به هر حال خداوند اگر بنده بر صراط مستقیم نیستم عنایت فرمایند و مرا هدایت نمایند... یا حق

حسین

----------------------------------------------------------------------------------

اقاحسین بازهم که رفتی سرخانه اول

بنده خودم روزنامه فروشم ودرمیان مردم هستم وخیلی بیشترازشماتخلف دیده ام

امامی خواهم به چندمورددیگرنیزبپردازم:

۱-ایاشماوقتی که به کوه می رویدمگرراهنمانمی گویدمواظب باش پس چراخیلی اوقات

خودسرانه به کارخویش می پردازی؟ایااورهبرتونیست؟

۲-حتمامی گویی ان رهبری بااین فرق می کندامانه ان هم تمام

 اختیارات راداردمنتهامی ماندبه خودت که چکارکنی

۳-خوشحالم که ساده زیستی رهبرراقبول کردی پس خوب است به

همین بسنده کنیم که مگرکسی که خوددردفقرارامی چشددرمقابل ظلم

سکوت می کند؟

۴-مطمئن باش همان تذکرات است که ایران راتااینجاسالم نگه داشته وگرنه

بازهمان اش وهمان کاسه قبل ازانقلاب برپامی شد

۵-درضمن هیچ ازخودت پرسیده ای که امام خمینی چراباریاست جمهوری

بنی صدرمخالفت نکرد؟برای اینکه اورامردم انتخاب کرده بودند

واین راهم بدان همان رفسنجانی به قول شماوخاتمی راهمین مردم انتخاب

کردندومن اطمینان دارم اگریکوقتی رهبرمی امدوانهاراعزل می کرد

حتماشمابه علت اینکه او رای مردم رازیرپاگذاشته بااومخالفت می کردید

اماسیاست رهبرهمیشه اینست که جذب کندنه دفع

واین راهم بدان اگررهبریاتذکراتش نبودالان مردم مااحمدی نژادراانتخاب

نمی کردند

۵-جالب است بدانیددرزمان حضرت علی هم استانداران ایشان

تخلف می کردندوالبته امام انهاراعزل می کردولی اوچون امام ومعصوم بود

به راحتی این کارراانجام می دادولی رهبرماچون

 مردم انتخاب کرده اندبرایش سخت است

۶-من نمی دانم چراهرکسی هرچه می شودزودسراغ اقای رفسنجانی می رود

درحالی که ان بنده خداارث پدرش به اورسیده ووی قبل انقلاب هم ثروتمندبوده

پس نمی توان گفت بالاکشیده درضمن ماخوشحال می شویم شمابامدرک

مال اندوزی ایشان راثابت نمایید.بنده خداچراکورکورانه هرچه رامی شنوی

درست تلقی می کنی وان راوحی خدامی پنداری؟

۷-جالب است گفته ایدادعای ارتباط باامام زمان راهزاران نفرکرده اندولی بسیارشان

حقیقت نداردپس بدان ادعای مال اندوزی اقای رفسنجانی راهم

نه هزاران بلکه میلیونهانفرکرده اندامامتاسفانه موفق به اثبات نشده اند

۸-بعدش هم اگرامام زمان می خواست هرچیزرابه همه بگویدیکباره ظهورمی کردند

ونیازی به ان کارهانبودامااگرملاقاتهاراخوانده باشی اکثرابعدمرگشان فاش

شده نه زمان حیات چراامام این اجازه رابه انهاداده مگربعضی علما

ایاشما نواب امام راقبول ندارید؟ایازمان غیبت صغری باچندنفربه خصوص رابطه نداشتند؟

ایامانند ان یاران دیگرتربیت نمی شود؟ایاایت..بهاالدینی به ان مقام مشرف

نشده بودند؟اگرمی گوییدنه اول زندگینامه ایشان رابخوانیدبعدبگویید!

۹-ان چه امامی بودکه زمان وی فردی به نام معاویه زندگی می کرد؟

ایامی خواهیدبگوییدایشان لیاقت رهبری رانداشتند؟ایامعاویه درزمان امام

علی پرورش نیافت؟

چراوجدداشت امادست امام بسته بودچراکه شرایط نمی گذاشت.

اری.رهبرماهم شرایطش پیش نیامده امابدان ایشان

همیشه به نصیحت ریاست جمهوریهاومسئولان می پردازندحتی در

جلسات خصوصی

وهیچ وقت نصایح رهبررابانصیحت مادربزرگ اشتباه نگیر

چراکه اوبامنطق اشتباه راتذکرمی دهد؟

۱۰-الحمدلله مادرحال مشاهده این هستیم که سودبانکهادرحال کاهش

است ووضعیت اقتصادی روبه بهبودی نهاده واین جزباتذکرات رهبر

امکان نداشت

۱۱-به راستی می دانی رهبرازهمان سال۱۳۷۰به دولت

اخطاردادکه به تجملات دل نبندندپس ایشان ازماخیلی زودترفهمیده اندولی کو

گوش شنوا؟خوب رهبراختیارات زیادی داردحتی عزل

رئیس جمهورولی هرکاری شیوه ی خاص خودرادارد

۱۲-ایاهمین رهبرنبودکه به معین اجازه دادتاکاندیداشود؟

۱۳-ایارهبرنبودندکه دستورشروع به کارسازمان مفاسداقتصادی رادادند؟

پس این خودماهستیم که انجام نمی دهیم وگرنه رهبرخیلی کارها

انجام داده اند.همین که ایشان قبل ازاغازتهاجم فرهنگی درمسئولان دغدغه

ایجادفرهنگی سالم راانداختندایاکم چیزی است؟

 

+ نوشته شده در  جمعه نهم دی 1384ساعت 15:29  توسط محمدرسول ملکی  | 

سلام علیکم... آیا سیاست اسلامی ریاکاری ، دروغ گویی و دورویی را منع نمیکند؟ چگونه می توان حکومت کنونی ایران را شیعه نامید در صورتی که آنچه در آن میگذرد با اصول شیعه منافات دارد؟ مگر امیرمان علی (ع) سر گرسنه بر بالین نمیگذاشت و سنگ به شکم نمی آویخت و شبانگاهان در خفا طعام خویش به مسکین و ایتام نمی بخشید؟ چگونه حکومتی که در آن بیت المال به تاراج میرود می تواند ادعای شیعه بودن نماید؟اگر با چشمان خود در ماه مبارک رمضان نمیدیدم که رهبر همین حکومت با دندانهایش مرغ را میجود در حالی که فقط بنده به شخصه ده ها نفر گرسنه را که همان شبها گرسنه سر بر بالین میگذاشتند می شناختم ، هرگز باور نمی کردم که رهبری که خود را پیرو ائمه اطهار میداند چنان عمل نماید... من الله توفیق                حسین

حسین اقاسلام

ازاینکه دردشیعه رادرخودداریدبه شماتبریک می گویم

اماچندنکته رابه شماعرض می کنم امیدوارم باخواندن

انهامنطقی تربه قضایانگاه بیفکنید.

۱-روزی که امام صادق(ع)لباس نو پوشیدند یکی ازاصحاب

روبه ایشان گفت:سرورم چرالباس نومی پوشیددرحالی که

جدشماعلی بالباسهای کهنه زندگی می نمود؟

امام جواب دادندزمان جدمن تعدادفقرابیشترازالان بود

وبه همان دلیل اوبه عنوان رهبربایداینگونه لباسی برتن می کرد

ولی زمان من وضع زندگی بهترشده.

حسین اقااین درموردگوشت خوردن رهبرکه البته بنده

نمی دانم شماچنین صحنه ای راکی دیده ایددرحالی

که من خودم ازطرفداران پروپاقرص دیدارهای رهبری هستم

وتاکنون چنین چیزی ندیده ام وتاجایی که من می دانم غذاهای

بیت رهبری اکثراعدس پلومی باشدامیدوارم چنددفعه به انجا

برویدخودتان می بینید.

بعدش من نمی دانم رهبرشیعیان مرغ رابه غیردندان چطورمی تواند

بجود؟اگروسیله دیگری هست بگوییدماهم بدانیم.

اگرهم منظورتان بااشتهاخوردن مرغ توسط ایشان بوده

این کارازرهبرگرامی بعیداست چراکه ایشان خودمرجع تقلیدند

چگونه می شوداداب غذارارعایت نکنند؟ومن امیدوارم به عنوان

شیعه درصلاحیت مراجع ماتردیدالبته درحداقل غذاخوردن انهانداشته

باشیدچراکه بالاخره انسان جایزالخطااست.

بعدش ایاشماازخانه رهبرعزیزمان دیدارکرده اید؟

ایاداخل خانه ایشان رادیده وباوضع خانواده ایشان اشناهستید

وایامی دانیداوهم مانندماکوپن دارد.(خواهشابخوانیدزندگی

رهبررابه روایت اشنایان،نزدیکان،مغازه داران و....)

واگربگوییداین داستانهادروغ است یعنی شماسخن اکثریت را

به سخره می گیریدوفقط خودرامیزان می دانیدواگرانهاراریاکارانه

می پندارید پس امامان مااستغفر...ریاکاربوده اند

چراکه انهاهم اینگونه انجام می دادند.

اقاحسین هیچ می دانیداقای بهاالدینی(ایت..)یکی ازکسانی

بوده که به محضرامامزمان مشرف می شد.همین اقا

قبل ازانتخاب ایت..خامنه ای به عنوان رهبر،وقتی سخن درباره

رهبربعدازامام خمینی بودگفتند:اینها(ایت..منتظری و..)هیچ کدام

به رهبری نمی رسندبلکه امام زمان ازالان ولی فقیه خویش راانتخاب کرده

واو همین سیدعلی است.(سالهای اوایل انقلاب)

این هم ازمهرتاییدامام زمان دیگه چی می خوای؟

بعدش اقاحسین ایاامام علی(ع)باان عظمت خویش توانست

حکومتی بااین شکوه رابرپاسازد؟قبول کن که ننتوانست

والبته نمی خواهم بگویم ایشان نمی توانست بلکه مردمان

زمانش اورایاری نمی کردند.

درضمن شیعه به نظرشمایعنی فقط ساده زیستی رهبرش؟

من می گویم نه بلکه شیعه یعنی مبارزه باظلم وشهادت

چراکه غیرازاین می شودرهبانیت که عربستان وخیلی های

دیگرازماازاین نظر مسلمانترندولی ایاگلوی امریکاواسرائیل

و....راهمین ایران درمیان دست خویش نگرفته

 وهرلحظه نمی تواندانهاراخفه کند؟

خودوزیرخارجه امریکادرسال ۱۳۶۸گفت:

ماتاده سال به اسلام فکرنمی کردیم امابعدانقلاب

ایران.....

ایارئیس جمهورماهشت دقیقه ازوقتش رادر

سازمان بین الملل به سخن درمورداسلام وشیعه و

مهدویت

نپرداخت؟ایااین غیرازکشورشیعه بودن چیزدیگری می تواندباشد؟

پس اقاحسین خواهش می کنم اول مطالعه کن بعدبگو.

سخندان پرورده پیرکهن   بیندیشدانگاه بگویدسخن

یاعلی

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم دی 1384ساعت 11:40  توسط محمدرسول ملکی  | 

خيلي هاگلايه ازنبوديك عالم باحال

دربيجارمي كننددرحالي كه اب دركوزه است

وانهاگردجهان مي گردند.

مي خواهم فردي رامعرفي نمايم كه همه مي شناسندش

عالمي كه هميشه درخدمت بيجاري هابوده

ولي ايابيجاري هانيزاندكي هم درخدمت اوبوده داند؟

ايشان همان انسان باحال خودمان يعني شيخ صفياري

مي باشند.

عالمي كه هرشب وهنگام اقامه نمازمغرب وعشا

درمسجدجامع شهرباسخنان خويش

ماجوانان راحالي به حالي مي كنند.

عالمي كه ازمهدپرورش عالمان ديني(قم)

براي استخاره باوي تماس مي گيرند

چراكه هميشه استخاره هاي وي جواب داده!

حالامن نه به خاطراستخاره بلكه براي

شنيدن سخنان گهربارايشان

براي يكبارهم كه شده خواهش مي كنم پاي

صحبتهاي اوبنشينيد.

مطمئن باشيدضررنمي كنيد!

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم دی 1384ساعت 11:7  توسط محمدرسول ملکی  | 

یکی از علما نقل می کرد

شاعری به نام حاجب در مسئله شفاعت 

 

 

گرفتار اشتباهات عوام شده

 

 

و این شعر را در مورد شفاعت سرود:

 

 

حاجب اگر معامله محشر با علی است    من ضامنم که هر چه بخواهی گناه کن

 

 

شب در عالم خواب امیرمومنان را دید 

 

 

که خشمگین بود و به او

 

 

فرمود:« شعر خوبی نگفتی».شعرت را اینگونه تصحیح کن:

 

 

حاجب اگر معامله محشر با علی است    شرم از رخ علی کن و کمتر گناه کن

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم دی 1384ساعت 12:30  توسط محمدرسول ملکی  | 

توجه

روی شیشه نوشته « قیمتها شکسته شد »

ما پشت ویترین صف می کشیم تا شاید

کلاه یا پیراهنی را ارزانتر از انچه می ارزد بفروشد.

صف می کشیم و نوبت می گذاریم .

 

هول می زنیم ، از هر کدام دو تا می خریم

 

برای روزهای مبادایی که گاهی اصلا نمی آید.....

--------------------------------------------------------------------------------------------

مردی گنجی را حراج کرده است.

 

گنجی را بی بها می فروشد .

 

گفته لازم نیست چیزی بدهید ،

 

یعنی

 

اگر گفته بود لازم است ،

 

ما چیزی در خور این معامله نداشتیم...

 

گفته فقط ظرف بیاورید.........ظرف!

 

هیچکس نمی آید ،صف نمی بندند،

 

مرد فریاد می زند «کیلا بغیر ثمن لو کان له و عاء ؛

 

بی بها پیمانه کنم اگر کسی را ظرفی باشد »«نهج البلاغه-خطبه 70»

 

ما به اندازه یک پیاله گندم عشق هم جا نداریم .

 

کف دست دانایی اگر در ما بریزند پر می شویم ،

 

سر ریز می کنیم و غرور از چشم ها و زبانهامان بیرون می تراود.

 

با ما چه کند این مرد ، که گنجی را حراج کرده است؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم دی 1384ساعت 12:25  توسط محمدرسول ملکی  | 

سلام برشماعزيزي كه مشغول خواندن اين مطلب هستي

اگرسوالي درزمينه اسلام وشيعه وسياست داشتي

برايم بگذارتا ان راجواب دهم

و

شايدسايت معرفي كنم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم دی 1384ساعت 12:11  توسط محمدرسول ملکی  | 

سلام راستش برای کنکور

می خوانم وزیادوقت واردشدن به اینترنت

راندارم

فقط

خواهش می کنم بیاییدبرای همه پشت کنکوری ها

دعابکنیم.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آذر 1384ساعت 18:44  توسط محمدرسول ملکی  | 

درحاشیه سقوط هواپیما

هنگامی که خبرراشنیدم خیلی گریه کردم

انگارکه یکی ازفامیلهای نزدیکمان فوت کرده باشد

بعدازگذشت چندروزحین گذرازخیابانی پارچه ای سیاه را

دیدم برروی دیوارکه تسلیت شهادت خلبان هواپیما

برروی ان نقش بسته بود.

البته

خلبان فداکار

خلبانی که برای کاهش مرگ ومیربیشترساکنان

اپارتمان 

نوک هواپیمارا که خوددرانجاقرارداشت

به خانه ای از ان بلوک برخورددادتافقط یک

وحداکثرسه خانه اتش بگیرد

فکرش رابکنیداگراوبه خاطر چندلحظه دیر

مردن کاری راانجام می داد که ان سرش ناپیدا

بود.

به راستی این کارجزعشق به

شهادت

و

حسین(ع)

چیزدیگری می توان نامیدش.

خلاصه این راهم ذکرکنم که

من درکنارناراحتی ،خوشحال نیزبودم

برای اینکه به من ثابت شد

دربازشهادت

بازبازاست!  

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آذر 1384ساعت 11:58  توسط محمدرسول ملکی  | 

همه هستي مو مي دم فقط بگو دوسم داري


اگه من نوکرتم فقط بگو دوسم داري


آرزوش موند به دلم تو خواب ببينمت يه شب


اي خيال هر شبم فقط بگو دوسم داري


روز و شب مي گم حسين نيمهء شب مي گم حسين


اي نماز سحرم فقط بگو دوسم داري


کار دل غصه شده کرب و بلات عقده شده


اي اميد اين دلم فقط بگو دوسم داري


هميشه شعارمه ذکر تو افتخارمه


اي امير بي سرم فقط بگو دوسم داري


مي دونم پا مي زاري به بيت يا زينب دل


پاي تو روي سرم فقط بگو دوسم داري
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آذر 1384ساعت 11:36  توسط محمدرسول ملکی  | 

سقوط بهانه پروازبود.

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم آذر 1384ساعت 23:43  توسط محمدرسول ملکی  | 

بخوانید

سلام برشمادوست داران شیعه

راستش دربیجارما یک غیرادم احمقی

تازه کامپیوترخریده وبرحسب کنجکاوی

کودکانه دست به

طراحی وسیع یک وبلاگ

- که دست هرچه سایت جهان راازپشت بسته-

زده است.

ایشان دراین سایت عظیم الجثه

-ببخشید-وبلاگ بازبرحسب همان کنجکاوی که

گفتم خودرامامورسیا یاموسادفرض کرده

وخویشتن راصاحب تعدادی اسامی افرادمفسد

شهربیجاردانسته.

ازاین هم بگذریم اوهمچنین دوباره 

برحسب کنجکاوی خودرادلسوزنوجوانان وجوانان

 شهرنیزدانسته وبدین دلیل دست به افشای ان اسامی زده .

راستش بنده برحسب وظیفه شرعی

برخودواجب دانستم تاکمال تشکررا از ان شخص بنمایم

چراکه

هم اکنون شهرماخالی از آدم  مفسدشده.

دوست احمق گرامی تشکر.

انشاالله که خداوند شما را نابود....

نه!درمرام مانیست.

 انشاالله خداوندمتعال ابتدامن را

وبعدشمارا اگرلایق بودیم  به راه راست

هدایت فرماید.

امین....

  

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم آذر 1384ساعت 17:43  توسط محمدرسول ملکی  | 

چراتشیع..؟

عنوان مطلبی بودکه درروزنامه شرق چاپ شده بود.

روزنامه نفتی ایران که معلوم نیست چقدرازپول این مردم شیعه را

خرج چاپ مطالب مسخره وبدون استدلال می نماید.

اره اقای کدیور-که فکرمی کنم اگرلباسش راازتن بیرون اوردومثل بقیه

باصطلاح  روشن فکران کت وشلواربپوشندسنگین ترند-امده

ودرشیعه بودن ماهم شک نموده.درست مثل اینست که بگویی چراوقت

زخمی شدن دردت می گیرد؟البته ایشان وامثال ایشان مانند-ببخشید-

دکترسروش نمی دانم چراهنگامی که صحبت ازمناظره باعالمان حوزه

علمیه می شودبه من ومن می افتند؟اخه مردحسابی اگراستدلال داری بیاومناظره کن ....

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم آذر 1384ساعت 17:3  توسط محمدرسول ملکی  | 

شعر

       بابام شده نردبون ؟

اتل‌ متل‌ توتوله
چشم‌ تو چشم‌ گلوله
اگر پاهات‌ نلرزيد
نترسيدي‌ قبوله

ديدم‌ كه‌ يك‌ بسيجي
نلرزيد اصلاً پاهاش
جلو گلوله‌ وايستاد
زُل‌ زده‌ بود تو چشاش

گلوله‌ هم‌ اومد و
از دو چشم‌ مردونه
گذشت‌ و يك‌ بوسه‌ زد
بوسه‌اي‌ عاشقونه

عاشقي‌ يعني‌ اينكه
چشمهايي‌ كه‌ تا ديروز
هزار تا مشتري‌ داشت
چندش‌ مياره‌ امروز

اما غمي‌ نداره
چون‌ عاشق‌ خداشه
بجاي‌ مردم‌ خدا
مشتري‌ چشماشه

يه‌ شب‌ كنار سنگر
زير سقف‌ آسمون
مياي‌ پيش‌ رفيقت
تو اون‌ گلوله‌ بارون

با اينكه‌ زخمي‌ شده
برات‌ خالي‌ مي‌بنده
ميگه‌ من‌ كه‌ چيزيم‌ نيست
درد ميكشه‌ مي‌خنده

چفيه‌ رو ور ميداري
زخم‌ اونو مي‌بندي
با چشماي‌ پر از اشك
تو هم‌ به‌ اون‌ مي‌خندي

انگاري‌ كه‌ ميدوني
ديگه‌ داره‌ مي‌پّره
دلت‌ ميگه‌ كه‌ گلچين
داره‌ اونو مي‌بره

زُل‌ ميزني‌ تو چشماش
با سوز و آه‌ و با شرم
بهش‌ ميگي‌ داداش‌ جون
فدات‌ بشم‌ دمت‌ گرم

ميزني‌ زير گريه
اونم‌ تو آغوشته
تو حلقه‌ دستاته
سرش‌ روي‌ دوشته

چون‌ اجل‌ معلق
يه‌ دفعه‌ يك‌ خمپاره
هزار تا بذر تركش
توي‌ تنش‌ ميكاره

يهو جلو چشماتو
شره‌ خون‌ مي‌ گيره
برادر صيغه‌ايت
توبغلت‌ ميميره

هيچ‌ مي‌دوني‌ چه‌ جوري
يواش‌ يواش‌ و كم‌كم
راوي‌ يك‌ خبرشي
يك‌ خبر پراز غم


هيچ‌ مي‌دوني‌ چه‌ جوري
يواش‌ يواش‌ و كم‌كم
راوي‌ يك‌ خبرشي
يك‌ خبر پراز غم

به‌ همسفر رفقيت
كه‌ صاحب‌ پسر شد
بري‌ بگي‌ كه‌ بچه
يتيم‌ و بي‌پدر شد

اول‌ ميگي‌ نترسين
پاهاش‌ گلوله‌ خورده
افتاده‌ بيمارستان
زخمي‌ شده‌، نمرده

زُل‌ ميزنه‌ تو چشمات
قلبتو مي‌سوزونه
يتيمي‌ بچه‌ شو
از تو چشات‌ ميخونه

درست‌ سال‌ شصت‌ و دو
لحظة‌ تحويل‌ سال
رفته‌ بوديم‌ تو سنگر
رفته‌ بوديم‌ عشق‌ و حال

تو اون‌ شلوغ‌ پلوغي
همه‌ چشارو بستم
دستهاتوي‌ دست‌ هم
دورسفره‌ نشستيم

مقلب‌ القوب‌ رو
با همديگر مي‌خونديم
زوركي‌ نقل‌ ونبات
تو كام‌ هم‌ چپونديم

همديگر و بوسيديم
قربون‌ هم‌ ميرفتيم
بعدش‌ برا همديگر
جشن‌ پتو گرفتيم

علي‌ بود و عقيلي
من‌ بودم‌ و مرتضي
سيد بود و اباالفضل
اميرحسين‌ و رضا

حالا ازاون‌ بچه‌ ها
فقط‌ مرتضي‌ مونده
همونكه‌ گازخردل
صورتشو سوزونده

آهاي‌ آهاي‌ بچه‌ ها
مگه‌ قرار نذاشتيم
هميشه‌ با هم‌ باشيم
نداشتيما، نداشتيم

بياين‌ برا مرتضي
كه‌ شيميايي‌ شده
جشن‌ پتو بگيريم
خيلي‌ هوايي‌ شده

مي‌سوزه‌ و مي‌خنده
خيلي‌ خيلي‌ آرومه
به‌ من‌ ميگه‌ داداش‌ جون
كار منم تمومه

مرتضي‌ منم‌ ببر
يا نرو، پيشم‌ بمون
ميزنه‌ تو صورتش
داد ميزنم‌ مامان‌ جون


مامان‌ مياد ودست
بابا جون‌ و ميگيره
بابام‌ با اين‌ خاطرات
روزي‌ يه‌ بار ميميره

فقط‌ خاطره‌ نيست‌ كه
قلب‌ اونو سوزونده
مصلحت‌ بعضي‌ها
پشت‌ اونو شكونده

برا بعضي‌ آدما
بنده‌هاي‌ آب‌ و نون
قبول‌ كنين‌ به‌ خدا
بابام‌ شده‌ نردبون

همونايی كه راه
 دزدی رو خوب می دونن
 ما خون داديم و اون ها
 عين زالو می مونن

 دشمنای انقلاب
 ترسوهای بی پدر
 آهای غنيمت خورا
 بپا بابا ، يواش تر

 ای كه به اين انقلاب
 چسبيدی عين كنه
 خط و نشون می كشی
 النگوهات نشكنه

 فكرنكنی علی رو
 ماها تنها می ذاريم
 مااهل كوفه نيستيم
 دخلتونو مياريم...

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم آذر 1384ساعت 16:45  توسط محمدرسول ملکی  | 

این هم ازمتن کامل سخنرانی

حجت الاسلام سیداحمدخاتمی

حتمامراجعه کنید

واگرتوانستیدان رابه مداحان مطرح توصیه نمائید.

کلیک کنید.

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم مهر 1384ساعت 19:13  توسط محمدرسول ملکی  | 

متحجرین با سكولارها همسو هستند

حجت‌الاسلام سیداحمد خاتمی، عضو هیأت رئیسه مجلس خبرگان رهبری، ضمن تأكید بر لزوم آسیب‌زدایی از مراسم اهل بیت، نسبت به خطر گروهی از متحجرین كه خود را متولی امام زمان(عج) معرفی می‌كنند، هشدار داد.

حجت‌الاسلام خاتمی گفت: تردیدی نیست كه برپایی مجالس جشن در ولادت‌های معصومین و مجالس عزا در وفات و شهادت آنان، از عبادات بزرگ است و هم مصداق «تعظیم شعائر»، هم مصداق «مودت فی‌القربی». هیچ عالم دینی، تردیدی ندارد كه دین باید هرچه باشكوه‌تر برگزار شود و هر نوا و نغمه‌ای كه حاصلش، كمرنگ شدن مجالس دینی مربوط به امامان باشد، شیطانی است.
مقصود آن است كه در این مجالس، آرمان‌های اهل بیت دنبال و اهداف بلند اهل ‌بیت، پیگیری شود، چراكه در مجالسی كه خود اهل بیت نیز برگزار می‌كردند، آرمان‌ها تكریم می‌شد.

روایت است كه «مجلس بگیرید و امر ما را احیا كنید» كه درواقع، مكتب اهل بیت احیا شود، نه این‌كه هر مجلسی مورد تأیید باشد. مجالس ما هنگامی مورد تأیید اهل بیت است كه هم جشن و شادی آن، مشروع ـ همراه با احیای مكتب اهل بیت ـ و باشكوه و هم حساس از نظر آسیب‌زدایی باشد.

عضو هیأت رئیسه مجلس خبرگان رهبری تأكید كرد: خوشبختانه در پی حركت مجلس خبرگان و تاكید مقام رهبری در كشور موجی از آسیب‌زدایی از مجالس دینی ایجاد شده است. چون اینجانب در مجلس خبرگان، صحبت مشروحی در این باره داشته‌ام، توجه به چند نكته را گوشزد می‌كنم:

1ـ همان‌گونه كه بر آسیب‌زدایی تأكید داریم، بیش از آن، بر باشكوه برگزار كردن آن نیز تأكید داریم و نباید به بهانه اصلاح ابروی عزاداری، چشم آن كور شود و مجالس اهل بیت از شكوه و رونق بیفتد.

2ـ همه آسیب‌های مجالس عزاداری، تنها از ناحیه مداحان نیست و نباید مداحان متدین، ارزشی و انقلابی، كه مستند می‌خوانند و صحیح عمل می‌كنند، نباید تضعیف شوند، چراكه مداحی، یك واقعیت و هنری دینی است كه باید بماند، اما با آسیب‌زدایی شود و این ظلم است كه همه آسیب‌ها، متوجه مداحان شود.
در بین مداحان، انسان‌های ارزشی وجود دارند و در كنار آنان كسانی هم هستند كه اهلیت ندارند اما مداحان ارزشی بیش از بقیه از عملكرد این گروه ناراضی‌اند. در كنار مداحان، ممكن اسن آسیب‌هایی هم از ناحیه خطبا و روحانیون در مجالس باشد كه بدون مطالعه و غیرمستند صحبت ‌كنند یا از ناحیه بانیان مجالس می‌باشد. پس همه آسیب‌ها از ناحیه مداحان نیست.

3ـ نقد از سر دلسوزی با نقد برخاسته از تفكرات جناحی، متفاوت است. این روزها كسانی در پی تسویه‌حساب با جریان سالم مداحی هستند و گونه‌ای تبلیغ می‌كنند كه تمام مداحان مروج خرافه هستند، نباید به بهانه خرافه‌زدایی، ارائه حقایق را زیر سؤال برد، نقد باید سازنده باشد و نقاط قوت و ضعف را با هم ببینند.

4ـ آسیب‌های ما در مجالس عزا، عمدتا از ناحیه غلو است كه اهل بیت را تا مقام الوهیت بالا می‌برند؛ این، هم ضربه به دین است و هم به اهل بیت. همه اهل بیت، علیه غلاه و غلوكنندگان موضع داشتند و امیرالمؤمنین(ع) غلات را سوزانده و نباید به گونه‌ای عمل كرد كه اهل بیت ناخشنود شوند. البته بیان مناقب عالی برای اهل بیت، غلو نیست و نباید هر منقبتی را كه نفهمیدیم، انكار كنیم.

5ـ سست مطرح كردن معارف ـ كه مورد تأكید مراجع بود ـ خواب، مكاشفه و ملاقات‌های دروغین را محور قرار دادن، اعتقاد ما به امام زمان(عج) بر اساس معارف محكم دینی است، بیش از 350 آیه قرآن تأویل به امام زمان شده و در بیش از دو هزار روایت معصومین اشاره به وجود شریف ولی‌عصر(عج) گردیده است چرا همه اینها را رها و به خواب استناد كنیم كه حتی اگر رویای صادقه باشد، حجت شرعی نیست.

مدرس درس خارج فقه و اصول افزود: تعبیر ملاقات كه از نظر علما فقط برای بندگان ویژه خدا امكان دارد، اما نادر است و كسانی هم كه با امام زمان(عج) ملاقات می‌كنند، اظهار نمی‌كنند. «آن‌كه را اسرار حق آموختند، مهر كردند و دهانش دوختند»
این ادعایی كه به تازگی در سطح كشور مطرح شده است و افرادی ادعای ملاقات مداوم با امام زمان(عج) دارند و می‌خواهند در آن سوءاستفاده كنند، جریان منحرفی است و همه مراجع در مقابل آن موضع دارند.

آیت‌الله سیستانی، كسانی را كه مدعی ملاقات‌های مرتب با امام زمان هستند، «دجّال» می‌داند و آیت‌الله تبریزی می‌گوید، كسانی كه این‌گونه ادعاها را می‌كنند، مردم در جلساتشان شركت نكنند تا جلسات آنان تعطیل شود.
اینها آفاتی است كه باید آفت‌زدایی شود و راه‌حل آن است كه مردم مسئولانه در مجالس اهل بیت شركت كنند، هرجا مداحی و خطبی خوب عمل می‌كند، تشویق كنند و اگر عملكرد و سخن اشتباهی شنیدند، نقد كنند.

6ـ عمده‌ترین آسیب، ورود موسیقی‌های مبتذل در جشن‌ها و عزاداری‌هاست كه مطابق با فتوای رهبری جایز نیست.
حجت‌الاسلام سیداحمد خاتمی ادامه داد: اما درباره جریان‌های اخیری كه خود را متولی امام زمان(عج) می‌دانند، باید گفت: منتظران واقعی بقیةالله‌الاعظم(عج) آنهایی هستند كه همه تلاش خود را در جهت تقویت و گسترش حكومت دینی، به كار می‌برند، عصر غیبت، عصر تكلیف است، عصر بی‌تكلیفی نیست، عصر غیبت عصری است كه ما خانه و شهر خود را به گونه‌ای بسازیم كه آماده برای پذیرایی از حضرت باشد. این نیاز به تقوی دارد، البته نیاز به دعا هم دارد، اما دعای تنها، كافی نیست.

وی خاطرنشان كرد: آن جریان‌هایی كه قبل از انقلاب خون به دل امام كردند و دم از جدایی دین از سیاست می‌زدند و بعد از انقلاب هم كارشكنی كردند، نمی‌توانند متولی انحصاری امام زمان(عج) باشد. اگر قرار است جایی مركز تجلیل از امام زمان(عج) تلقی شود آن مركز، نظام اسلامی است قبل از انقلاب چند به دعای ندبه محدود بود، الان دعای ندبه از سیمای جمهوری اسلامی جهانی شده است. نام امام زمان(عج) و آرمان‌های ایشان توسط انقلاب زنده می‌شود.

وی در پایان گفت: كسانی به ناحق خود را متولی امام زمان(عج) می‌دانند در حالی كه امام خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی، نایب امام زمان بود و مردم باید مراقب باشند و فریب ظاهر انتساب این گروه به امام زمان را نخورند كسانی كه ضدانقلاب و مدعی متولی انحصاری امام زمان هستند. این افراد اگر امام زمان(عج) هم ظهور كنند، با قرآن به جنگ امام زمان خواهند رفت. این گروه، با سكولارها هم ‌موضع هستند آنان مدعی جدایی دین از سیاست هستند و اینها هم همین جدایی دین از سیاست را تقویت می‌كنند.

منتظرمتن کامل سخنرانی باحال ایشان باشید.

یاعلی

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم مهر 1384ساعت 1:52  توسط محمدرسول ملکی  | 

بالاخره این اروپائیهاکارخودشان راکردند

ولی چه فکربچه گانه ای دارند

انهایادشان رفته که

هرکه باایرانی درافتاد،ورمی افتد

بگذاررهبرعزیزمان امربفرمایندبه خیابانهابریزیم

ببین چه قیامتی میشود

مرگ براسرائیل

مرگ برامریکا

مرگ برانگلیس

ومرگ بر......

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم مهر 1384ساعت 1:23  توسط محمدرسول ملکی  | 

ویژه نامه مخصوص امام زمان(عج)

راحتما

تماشاکنیدومطالب بامحتوای ان رابخوانید.

یاعلی

+ نوشته شده در  جمعه یکم مهر 1384ساعت 13:17  توسط محمدرسول ملکی  | 

سلام

 

يه روز يه مرد جوون دلش مي خواد يكي از اولياي خدا رو به خونش دعوت كنه. پس از مدتها تلاش بالاخره موفق مي شه. وارد خونه كه مي شن مرد جوون بهترين اتاق خونش رو كه در طبقه بالا بود در اختيارمرد خدا مي ذاره. بعد با خوشحالي با هم مي شينن و گفتگو مي كنن. شب كه مي شه مرد جوون خوابش مي گيره.مرد  خدا هم مي ره در اتاق خودش مشغول استراحت مي شه. نيمه هاي  شب مرد جوون به شنيدن ضربه هاي محكمي كه به در مي خورد از جاش مي پره. با ترس و لرز مي ره درو وا كنه. تا درو وا مي كنه مي بينه سه تا موجود زشت و ترسناك پشت در وايسادن. تا مي خواد اسمشو بپرسه اون سه تا هلش مي دن و مي خوان به زور وارد خونه بشن. مرد جوون با فرياد مي گه:" شما كي هستين؟" يكي از اون سه تا مي گه: ما از طرف شيطان بزرگ اومديم. مي خوايم خونه تو در اختيار ما بذاري. مرد جوون قبول نمي كنه. بالاخره بعد از چند ساعت جنگ و دعوا موفق مي شه اونا رو از خونه بندازه بيرون. درو كه مي بنده به فكرش مي رسه:" اولا چطور با وجود مرد خدا اين سه نوچه شيطون جرات كردن اين طرفا بيان؟ بعد : پس چرا مرد خدا هيچ كاري نكرد؟ چرا پايين نيومد تا به من كمك كنه؟ قطعا با ديدن اون نوچه هاي شيطون در مي رفتن." . مرد جوون خيلي فكر كرد اما نتونس جوابي پيدا كنه.

فرداي اونشب هم با بحث و گفتگو به پايان رسيد و مرد جوون هم ديگه ماجراي ديشبو كاملا از ياد برده بود. دوباره شب كه شد، مرد جوون خوابيده بود كه يهو ديد در اين بار خيلي محكم تر از شب پيش كوبيده مي شه. دوباره با ترس و لرز درو وا كرد. اين بار هم همون سه تا نوچه شيطون پشت در بودن و مي خواستن به زور وارد خونه شن. مرد جوون دوباره با هزار مكافات تونس اونا رو بدون كمك مرد خدا- كه اصلا پايين هم نيومده بود – از خونه بيرون كنه. دوباره همون سوالا براش پيش اومد و چون نتونس جوابي براشون پيدا كنه با خودش عهد كرد كه فردا صبح اول وقت راز اين كارو از مرد خدا بپرسه.

صبح كه شد مرد جوون با ناراحتي علت اتفاقات دو شب پيش رو از مرد خدا پرسيد. مرد خدا لبخندي زد و گفت: در جواب سوال اولت كه گفتي با وجود من اونا چطور جرات كردن اينجا بيان : ميدوني! آدما سه دستن: اول: اونايي كه شيطون براي گول زدنشون ابدا ناراحتي خيال نداره. چوا اونا خودشون با دست خودشون طوق اسارت شيطونو به گردن انداختن. دوم: اونايي كه اعتقاد دارن اما اين اعتقاد طوري نيس كه بتونه اونا رو در مقابل شيطون حفظ كنه. زنجير شيطون به گردن اين آدما نيس اما درست زير پاشون مث يه دام گسترده شده و هر لحظه امكان به دام افتادنشون وجود داره. سوم: اونايي كه شيطون نمي تونه در موردشون كاري بكنه. شيطان هميشه در مورد اين آدما زنجيرشو غلاف كرده.

من كه اومدم اينجا شيطون نوچه هاشو فرستاد تا به هر نحوي كه شده خونه تو رو اشغال كنه. چون مي ترسيد با وجود من تو هم جزو گروه سوم بشي.

مرد جوون اينجا طاقت نياورد و پرسيد:" خوب، شما كه اينجا بودين. پس چرا نيومدين به من كمك كنين؟"

مرد خدا دوباره خنديد و گفت: تو فقط يه اتاق خونه تو به من و در حقيقت به خدا سپردي و من هم از اون يه اتاق به خوبي محافظت كردم. اگه مي خواستي كل خونت رو حفظ كنم بايد همه خونتو به من مي سپردي.

مرد جوون كه همه چيزو فهميده بود در اين لحظه دست مرد خدارو گرفت و گفت:" قسم به خدا كه من بعد اختيار كل خونمو مي سپارم دست شما".

شب كه شد مرد جوون خيالش راحت شده بود. نيمه شب كه شد درو چنان كوبيدن كه مرد جوون فكر كرد آخر دنيا فرا رسيده. رفت درو وا كرد. واي! اين بار همون سه نوچه به اضافه يكي بزرگتر و زشت تر از خودشون اومده بودن. اوني كه بزرگتر بود با طنين وحشتناكي گفت: نوچه هاي منو دو بار از خونت روندي. حالا اومدم  ببينم چطوري مي توني مانع ورود من بشي؟ در اين لحظه مرد خدا با گامهاي مطمئن در حالي كه پايين مي اومد گفت: " چي شده مرد جوون؟ اينا چي مي خوان؟" شيطان تا مرد خدا رو ديد تعظيمي كرد و در حاليكه رنگش پريده بود با صداي لرزاني گفت: مي بخشيد! مثل اينكه ما راه را اشتباه آمده ايم!" بعد دست نوچه هاشو گرفت و با سرعت از اونجا دور شد. اون شب اخرين شبي بود كه مرد جوون اونارو دم در خونش مي ديد.

 

حالا دوستاي من! بيايم كل وجودمونو، همه قلبمونو - نه قسمتي رو- به خدا بسپاريم. مطمئن باشيم كه اگه خدارو تا ابد در دلمون جا بديم ديگه جايي نمي مونه برا نوچه و ... دلي كه مهمونش خدا باشه ديگه به هيچ مهموني رضا نمي ده.

تا بعد.... يا حق.

توسط فرامرز
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم شهریور 1384ساعت 21:49  توسط محمدرسول ملکی  | 

نويسنده: سایه
عقیده و عقده....

وقتي عقيده عقده خوانده مي شود
و نور چراغ در آب - مهتاب تلقي
و متانت زمين زير برف يخ مي زند
نان از يتيم خانه مي دزديم
و مي فهميم
دزد
اشتباه چاپي درد است....
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم شهریور 1384ساعت 21:25  توسط محمدرسول ملکی  | 

خبر

سایت اطلاعات جامع۸سال دفاع مقدس افتتاح شد

حتماسربزنیدضررنمی کنید.

سایت فرهنگ دفاع مقدس

حاوی بخشهای هنری،پرسش وپاسخ،تالارگفتمان،تفحص و...

A poster for sale at Golestan-e Shohada

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم شهریور 1384ساعت 21:10  توسط محمدرسول ملکی  | 

نويسنده: درفش كاوياني
هموطن دكتر منوچهر گنجي همزمان با سخراني احمدي نژاد در سازمان ملل در يك كنفراس مطبوعاتي گسترده با دعوت از گروگانهاي سابق سفارت آمريكا در ايران نقش احمدي نژاد را در اين عمليات تروريستي بدنيا نشان دادند

براي اطلاعات بيشتر به همراه عكسهاي هموطنان آزاده از سايت سازمان درفش كاوياني ديدن فرماييد

www.derafsh.org

اين بيانيه بصورت الكترونيك توسط ويروس اطلاعاتي درفش ۱ ارسال گرديده و ويروس مذكور هيچ اثر تخريبي بر روي رايانه شما نخواهد داشت

 

محمدرسول ملکی:تازه فهمیدم چرااینهمه برای اکبراقادرخارج کشوردست وپامی شکنند

پس یک هم فامیل ایشان درامریکازندگی می کند!

درضمن اقای محترم ماواقعا ممنونیم که افتخاراین ملت عزیزرا-هرچندکه درمورداقای احمدی نژاد

صدق نمی کند-به دنیانشان داده ایداگرتوانستیدچندفریم ازصحنه های جنگ عراق راکه پنجاه

 کشورپشت سرش بودندهم به دنیانشان دهیدتامابیشترافتخارکنیم اخ کاردارم بعدمزاحم می شوم.....

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم شهریور 1384ساعت 9:20  توسط محمدرسول ملکی  | 

برعرش نوشته که حسین،جان رقیه است

                 دستان اباالفضل نگهبان رقیه است

ای ماهرخان حاجت خودزودبگیرید

                زیراکه فلک دست به دامان رقیه است

آقای سهیل جمشیدپور

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم شهریور 1384ساعت 13:6  توسط محمدرسول ملکی  | 

ای کودک زیبای قشنگ عسلی      

                  توقبله حاجات خرابات دلی

ازدرد و دلت عمو به دردامده است

                 ای دخترغمگین حسین بن العلی(ع)

آقای سهیل جمشیدپور

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم شهریور 1384ساعت 12:51  توسط محمدرسول ملکی  | 

اي روح سبز باران بيا!

باز جمعه اي ديگر از راه ميرسد.جمعه اي كه با نام تو پيوند خورده است جمعه اي كه خورشيد چشم هايمان را ميگشاييم و آفتاب جمالت را ميجوييم. جمعه اي كه بغض در حنجره هاي مان فرياد مي شود، خنده در كنج تنهايي مان كز ميكند و باراني از اشك هاي مان فرو ميريزد.
اي روح سبز باران از تو! كي فصل غربت به پايان خواهد رسيد؟كي انسانّيت فراموش شده ،اين واژه ي هميشه غريب، معنا خواهد يافت؟
اي نازنين، ما همان كودكاني هستيم كه در پشت درهاي بسته، به انتظار نشسته ايم؛ همان كودكان ره گم كرده اي كه در ازدحام بازار زندگي ، در ميان حلقه هاي بي كسي مان ،عطر معناي وجودت را طلب مي كنيم و تو همان بهشتي.بهشتي كه سايه ات،سايه بان عاشقان است و آسمان نگاهت، چشمه جوشان در كوير ترك خورده دل ها و آه از اين همه تشنه گي و آه از اين همه ترك.
اي هميشه مهربان ، در فراسوي افق هاي مه گرفته خيال مان ، وجود باراني ات را فرياد ميزنيم ودر چشم هايت ، آن دو چشمه مهرباني، تنهايي مان را ميشوييم و آرزو ميكنيم كه اي كاش پيش از آن كه سردي زمستان ، دل هاي مان را فرا گيرد ، بهار نگاهت را به تماشا نشينيم وچه شيرين است پايان اين انتظار و چه شيرين است ديدن رخ زيباي محبوب.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم شهریور 1384ساعت 17:26  توسط محمدرسول ملکی  | 

غبارروبی حرم امامرضا(ع)

«این حادثه عظیم ازدوجهت قابل تامل وتدبراست.

جهت اول درسهای عاشورااست.

عاشورادرسهاوپیامهائی دارد.

عاشورابه مادرس می دهدکه

برای حفظ دین بایدفداکاری کرد....

جهت دوم ازجهات مربوط به عاشورا

عبرتهای عاشوراست......

اولین عبرتی که درقضیه عاشورامارامتوجه خودمی کند

این است که پنجاه سال بعدازدرگذشت پیغمبر(ص)

جامعه اسلامی به آن حدرسید

که کسی مثل امام حسین(ع)ناچارشدبرای

نجات جامعه اینچنین فداکاری بکند....؟

ببینیم چه شدفردی مثل یزید

برجامعه اسلامی حاکم شد....؟

ایت الله خامنه ای

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم شهریور 1384ساعت 12:40  توسط محمدرسول ملکی  | 

قال الحسین(ع):من الگوی شماهستم.

اینان کیانند؟

گلبرگهای سرخ شقایق یاشهیدان خدائی

انسانهای عاشق عابدیاشیران عرصه پیکار

اری اوخون خداست

و

انهایار اویند

پس سلام برخون خدا(السلام علیک یاثارالله)

آنجاکجاست؟

معبدعشاق یامسلخ عابدان شب زنده دار

ویامیدان نبردحق وباطلپ

آری انجانینواست

بلکه همه جاکربلاست(کل ارض کربلا)

امروزچه روزیست؟

روزعزایاروزعشق وشور

یاروزحماسه وجنگ

آری امروز

بلکه

هرروزعاشوراست(کل یوم عاشورا)

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم شهریور 1384ساعت 12:27  توسط محمدرسول ملکی  |